تبليغاتX
يادگار دوست

يادگار دوست

سفري در راه است
و من از رفتن آن حيرانم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

شعار کلی "زنده باد انقلاب- زنده باد آزادی" از طرف سازمان ها٬ احزاب و افراد و گروه های مختلفی مطرح می شود. قدمت این شعار به انقلاب کبیر فرانسه باز می گردد .این شعار اولین بار بصورت آزادی برابری برادری-همنوعی(equality,liberty and fraternity)  مطرح شد. در حال حاضر٬ این شعار برای اکثریت بورژوازی نیز قابل قبول است.

طرح این شعار در این شکل٬ امروز دیگر شعاری کهنه شده است. اما طرح این شعار از طرف کمونیست ها٬ تنها به ایجاد توهم بین کارگران و دیگر زحمتکشان و مخدوش کردن خط و مرزهای طبقاتی است. اکنون بیش از هر زمان دیگر٬ کارگران و دیگر زحمتکشان٬ احتیاج به استقلال طبقاتی خود دارند. این شعار با دو توجیه مشخص از طرف کسانی که خود را مدعی منافع کارگران و زحمتکشان نیز می دانند٬ مطرح می شود.

اول آنکه این طرح انقلاب بطور کلی و به این شکل برد وسیعتری دارد و دوم اینکه اصرار بر آزادی بطور کلی و نه آنچنان که در مانیفست مطرح شده٬ یعنی٬ اصرار به مضمون بخش اثباتی انقلاب٬ یعنی دیکتاتوری پرولتاریا٬ از آنجا که بورژوازی با بلندگوهای پر سروصدای خود از آزادی صحبت و تبلیغ می کند٬ باعث سوء تفاهم شده و اقشار ناپیگیر انقلاب را "رم"خواهد داد. این عده در تئوری به دیکتاتوری پرولتاریا اعتقاد دارند. اما طرح صریح آنرا در جامعه ایران امروز صلاح نمی دانند. در مورد آزادی نیز قبول دارند که برداشت های متفاوت از آن وجود دارد. اما بعد از تجربه قیام بهمن ماه و با اینکه می بینند از کلمه آزادی بیشترین سوء استفاده می شود٬ با اینکه معتقد هستند بورژوازی قرن هاست که از این کلمه بیشترین سوء استفاده را کرده است٬ کماکان بقولی "بازی در زمین حریف را تجویز می کنند" من التقاطی در این تبیین می بینم که گذشته از جنبه احساسی و شخصی٬ باید به مبانی فکری آن پرداخت.

به باور من اشکال در ناروشن بودن مبانی و معیارهایی است که کمونیست ها بر اساس آن شعار های خود را در مقاطع مختلف انتخاب٬ می کنند. شاید اگر این مبانی و معیارها روشن باشند٬ تکرار اشتباهات چپ و شکست های آنها٬ محدود شود.

بدیهی است که کمونیست ها دو نوع شعار را مطرح می کنند

١-شعار های تبلیغی

٢-شعار های ترویجی

من فرض را بر این قرار می دهم که کمونیست ها تعریف های عام از این دو مقوله را می می دانند و با حسن نیت!!! و خوش بینی٬ فرض را بر این قرار می دهم که ما٬ با تعریف های عام این دو مقوله اختلافی نداریم و مشکل کاربست این دو تعریف در ایران امروز ما است.

تبیین شعارها

واضح است که تبیین شعارهای یک انقلاب منوط به خواستهای اساسی و عاجل و دراز مدت خود انقلاب و مضمون آن انقلاب است بطور خلاصه تبیین مرحله انقلاب جزء اساسی تعیین کننده ی شعارهای کمونیست ها باید باشد. عامل دیگری که در تبیین شعارها اهمیت بسیار دارد٬ همان ذهنیت جاری طبقه و اقشاری است که نیروهای انقلاب را تشکیل می دهند.اگر ذهنیت فاصله زیادی از ملزمات عینی انقلاب داشته باشد٬ باید آنرا نیز بعنوان یکی از وظایف انقلاب بحساب آورد٬ نه آنکه شعارهای خود را تا حدودی تنزل بدهیم که مضمون انقلاب تحت الشعاع قرار گیرد. بعبارت دیگر٬ شعار های ما بیان کوتاه و خلاصه از طرف کمپ انقلاب برای آنچه که مخالفش هستیم و باید بیان آنچه باشد که ما خواستار جایگزین "کهنه" هستیم.

یعنی٬ مخصوصا وقتی شعار های تبلیغی خود را مطرح می کنیم٬ این شعار ها باید در خدمت اهداف ترویجی ما باشند. واضح است که همه این در راستای ارزیابی ما از عصر و دوران و درک ما از مرحله انقلاب می باشد.

تنها یک تئوری منسجم می تواند٬ انقلابی باشد. مثال های رایج از تئوری های غیر علمی از این دست بسیار هستند٬ بطور مشخص می توان از شعار جمهوری دمکراتیک خلق چفخا و یا عمده کردن مبارزه ضد امپریالیستی از طرف توفان و یا "تئوری سرمایه داری دولتی" پیکار و احزاب حکمتیست امروزی٬ اشاره کرد. این تئوری ها نیز با نگاهی سطحی٬ هر یک بخشی از واقعیت را تبیین می کنند. حقیقت٬ اما٬ وقتی روشن می شود که فاکتورهای پیچیده دیگر٬ که بیان کننده ی کل حقیقت هستند٬ را در نظر بگیریم. اینجاست که انسجام بسیاری از تئوری های غیر علمی بهم می ریزد. این مقدمه برای طرح این پرسش است که آیا پیشاهنگ می تواند تنها با نگاه به ذهنیت "امروز" شعارهای خود را مطرح کند؟ جواب به این سؤال البته منفی است. 

براحتی می توان رابطه تحلیل غلط زیربنایی و شعارهایی که تنها بر مبنای مشاهده ذهنیت بخشی از "توده"ها و بنا بر ذهنیت "امروز٬" اما برای انقلاب فردا مطرح می شوند٬ نشان داد.

انقلاب خواسته بسیار در ایران امروز است. از پرولتاریای ایران تا بخشی از بورژوازی از قدرت رانده شده خواهان "انقلاب" هستند. این به تنهایی نمی تواند معیار ما برای طرح شعار "زنده باد انقلاب" باشد. باید حقایق دیگری را به آن اضافه کرد. درجه رشد نیروهای مولده٬ مناسبات تولید٬ یعنی سرمایه داری در هر شکل و نوع آنرا ارتجاعی کرده است. تحولات انقلابی در ایران باید مضمون سوسیالیستی داشته باشد. ما خواهان انقلاب و خواهان نوع خاصی از آن هستیم. نوع خاص از انقلاب که ما خواهان آن هستیم٬ تنها به این خاطر نیست که ذهنیت امروز توده ها نفرت و انزجار از جمهوری اسلامی را هم٬ در برمی گیرد. ما انقلاب خاصی را تبلیغ می کنیم٬ زیرا جدا از اینکه بورژوازی و کارگزاران آن چه ادعایی می کنند٬ ما با مطالعه تاریخی و تجربی در ایران و جهان٬ نتیجه گرفته ایم که سرمایه داری در ایران قادر نیست انقلابی را به سرانجام برساند. این تحول احتیاج به یک حکومت شورایی با مضمون دیکتاتوری پرولتاریا دارد.

جزء دیگر استدلال به خود کلمه "دیکتاتوری" و استفاده مشخص از این کلمه در شعارهای کمونیست ها دارد. احزاب حکمتیست بطور مثال بسرعت پای استالین را بمیان می کشند و خواننده را از کلمه دیکتاتوری و سوء استفاده هایی که از آن خواهند کرد٬ برحذر می دارند.

دیکتاتوری پرولتاریا مضمون دولت دوران گذار است. کمونیست ها می توانند و بیاید با تفکیک صف مستقل خود٬ استقلال طبقاتی پرولتاریا را تبلیغ و ترویج کرده و آنرا سامان دهند. خواسته آزادی٬ آن آزادی که از طرف ما کمونیست ها تبلیغ می شود٬ تنها می تواند با طرح آلترناتیو ما٬ از "آزادی" هایی که دیگر طبقات و اقشار مدعی انقلاب٬ مطرح می کنند تفکیک داده شود. این نیز نه تنها برخواسته از ذهنیت امروز توده ها٬ بلکه در رابطه تنگاتنگ با توازن قوای تمامی طبقات و اقشاری است که مدعی انقلاب آتی هستند. تنها زمانی که ما آزادی را در کنار حکومت شورایی با مضمون دیکتاتوری پرولتاریا قرار دهیم٬ هست که تفاوت آزادی که ما خواهان آن هستیم٬ با آزادی که "شاهزاده" خواهان آن است و آنکه مجاهدین می گویند٬ مشخص خواهد شد.

شعار  محوری ما باید شامل خواسته های بلاواسطه طبقه کارگر و دیگر اقشاری که خود استثمار نمی کنند باشد—کار٬ نان٬ آزادی---- و این شعار باید با طرح آلترناتیو مشخص ما تدقیق گردد و تفاوت های آن با شعار های دیگر مدعیان انقلاب آتی یعنی٬ حکومت شورایی٬ روشن گردد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

دان هرالد (Don Herold) كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايى در سال 1889 در
اينديانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تاليفات
زيادى است اما قطعه كوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان
معروف كرد. بخوانيد :

" البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده
كه فكرش را منع كرده باشد .

اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را
آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك
از رويدادهاى جهان را جدى مى گرفتم . اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به
مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى
بيشترى شنا مى كردم. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر . مشكلات واقعى
بيشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى
بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده ام، ساعت به ساعت،
روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره
داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج،
يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى روم. اگر عمر
دوباره داشتم، سبك تر سفر مى كردم .

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان
ديرتر به اين لذت خاتمه مى دادم . از مدرسه بيشتر جيم مى شدم. گلوله هاى
كاغذى بيشترى به معلم هايم پرتاب مى كردم . سگ هاى بيشترى به خانه مى
آوردم. ديرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابيدم. بيشتر عاشق مى شدم. به
ماهيگيرى بيشتر مى رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوار چرخ و
فلك بيشتر مى شدم. به سيرك بيشتر مى رفتم .

در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى
كنند، من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم.
زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد : "شادى از خرد عاقل تر است ".

اگر عمر دوباره داشتم، گْلِ مينا از چمنزارها بيشتر مى چيدم


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

احمدي نژاد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سيدني

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند.
ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد
فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها  در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند. از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند
دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم  مي توانيد بر خود غلبه کنيد  “ است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد .
 ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

خانواده صدام

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

پسر بچه‌ای وارد یک بستنی‌فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: یک بستنی میوه‌ای چند است؟" پیشخدمت پاسخ داد : " ۵۰ سنت". پسربچه دستش را در جیبش فرو برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید:" یک بستنی ساده چند است؟" در همین حال تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند. پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: "۳۵ سنت". پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: "لطفا یک بستنی ساده". پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت. پسرک نیز پس از خوردن بستنی، پول را به صندوق پرداخت و رفت. وقتی پیشخدمت بازگشت، از آنچه دید حیرت کرد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی ، دو سکه پنج‌ سنتی و پنچ سکه یک ‌سنتی گذاشته شده بود برای انعام پیشخدمت

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد
آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند
آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند
آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه
آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند
آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند
آيا ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل مي‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد
آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد
آيا ميدانستي رود دجله به خليج فارس ميريزد
آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند
آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيد
آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند
آيا ميدانستي که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد
آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است
آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ی صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است
آيا ميدانستي هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماری ايدز مبتلا ميشود
آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است
آيا ميدانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد حدود سه متر است
آيا ميدانستي زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند
آيا ميدانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند
آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهای کره زمين زير آب ميرود.
آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند
آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است
آيا ميدانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهای آنها به هم شبيه نيستند
آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود
آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد
آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است
آيا ميدانستي که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد
آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد
آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است
آيا ميدانستي طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است
آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند
آيا ميدانستي که تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد انسان است
آيا ميدانستي چشم سالم انسان ميتواند ده ميليون رنگ را مختلف را ببيند و آنها را از يکديگر تميز دهد
آيا ميدانستي که فيل بالغ در روز بطور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف ميكند
آيا ميدانستي که اگر زني به كوررنگي مبتلا باشد، فرزندان پسر اوكوررنگ ميشوند
آيا ميدانستي كوههاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند ميشوند
آيا ميدانستي که همه نوزادان ميگو نر متولد مي شوند و بعد از چند هفته بخشي از نوزادان به ماده تبديل مي شوند
آيا ميدانستي وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن است
آيا ميدانستي حس بويايي انسان قادر به دريافت وتشخيص ده هزار بوي متفاوت است
آيا ميدانستي يك قطره آب داراي يك‌ صد ميليارد اتم است
آيا ميدانستي که تعداد افرادي كه سالانه از نيش زنبور ميميرند بيشتر از كساني است كه سالانه از نيش مار ميميرند
آيا ميدانستي که خورشيد روزانه معادل صد و بيست و شش هزار ميليارد اسب بخارانرژي به زمين مي‌فرستد
آيا ميدانستي که گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماند
آيا ميدانستي که حس بويايي خرس تقريبا صد برابر قوي تر از انسان است
آيا ميدانستي که تا قرن پنجم ميلادي متوسط عمر مردم اروپا از سي سال فراتر نمي‌رفت
آيا ميدانستي مغز فيزيكدان نابغه، آلبرت اينشتين پانزده درصد از حجم مغز انسان عادي بزرگتر بود
آيا ميدانستي تنها چيزي كه در اسيد حل نمي‌شود الماس است و فقط خيلي زياد آن را از بين مي‌برد
آيا ميدانستي که هنگام صحبت براي بيا ن هر كلمه هفتاد و دو ماهيچه به كار گرفته مي‌شود
آيا ميدانستي که اگر تكثير باكتري تا بيست و چهار ساعت ادامه يابد ، توده دو تني از يك باكتري بوجود مي آيد
آيا ميدانستي يك ميليون سياره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيرد
آيا ميدانستي که خرسها موجوداتي چپ دست هستند
آيا ميدانستي که هر يك ليتر بنزين معادل بيســــــــت و سه و نيم تــــــــن گياهان مدفون شده در قرنها پيش است
آيا ميدانستي که آلباتوس که يک نوع مرغ دريايي ست بلندترين بالها را دارد فاصله دو نوک بالهای او تا دو متر ميرسد و درضمن آنها مي توانند در حال پرواز بخوابند
آيا ميدانستي کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هيماليا با تفاضل دويست و سه و هفت متر بلندترين کوه دنيا ميباشد
آيا ميدانستي هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا" بزرگ به زمين برخورد مي‌كند
آيا ميدانستي 17 هزار نوع زنبور در جهان شناسايي شده است
آيا ميدانستي که بلندی شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به 90 کيلو ميرسد
آيا ميدانستي که لاکپشت در بين جانوران جهان، طولاني ترين عمر را دارد و ممکن است تا150سال عمر کند
آيا ميدانستي که باز مهاجر، يا عقاب اردکي، تيز پروازترين پرنده است آنها مي تواند دقيقه اي چهار تا هشت کيلومتر پرواز کند
آيا ميدانستي که مرغ زرين بال کوچکترين پرنده است وزن نوع سرخ گلوي بالغ آن کمتر از وزن يک دو ريالي است
آيا ميدانستي که پروانه هرکول استرالياي که فاصله دو نوک بالهاي آن در حالت گسترده سي و پنج سانتي متراست، بزرگترين پروانه جهان است
آيا ميدانستي نيروي نگهدارنده در پاهاي عنكبوت که تعداد آنها هشت عدد می باشد، حتي بر روي يك سطح صاف و صيقلي به اندازه اي است كه قادر است وزني معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل كند
آيا ميدانستي کنه که حشره ای ريز است، ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند
آيا مي دانستيد بيشترين سرعتي كه يك جسم مي تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود ۱۲۰ مايل در ساعت است و ديگر از اين سرعت تجاوز نمي كند، دليل اين امر اصطکاک هوا ميباشد
آيا ميدانستي که حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد
آيا ميدانستيد که مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است دبا مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد
آيا ميدانستي پل خواجو در زمان سلاطين صفويه در اصفهان ساخته شده است
آيا ميدانستي گوش و بيني در تمام طول عمر انسان در حال رشد ميباشد و بزرگتر ميشود
آيا ميدانستي نام پايتخت قرقيزستان بيشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است
آيا ميدانستي بيش از صد ميليــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسايي شده اند
آيا ميدانستي که اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد
آيا ميدانستي که آب دريا بهترين ماسک زيباي پوست است، البته بخاطر منيزيم و املاح معدني موجود در آب دريا ميباشد
آيا ميدانستي که سياره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد
آيا ميدانستي که زمين از حيث بزرگي پنجمين و از حيث فاصله با خورشيد ، سومين سياره منظومه شمسي است
آيا ميدانستي که کنگوکينشاسا همان کشور زئير ميباشد
آيا ميدانستي که زهر مار کبری بيشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صيد می‌شود
آيا ميدانستي که بيشتر سردردهای معمولي از کم نوشيدن آب ميباشد
آيا ميدانستي کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است
آيا ميدانستي اندونزی چهارمين کشور پر جمعيت دنيا بعد از چين و هند و آمريکا مي باشد
آيا ميدانستي که ايرانها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورند
آيا ميدانستي که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پيش لباس بر تن ميکرده است
آيا ميدانستي که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه ميکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن ميکنيم و يک سومش را هم ميخوابد
آيا ميدانستي که نامهای قديمي ترکيه ، روم شرقي و عثماني بوده است
آيا ميدانستي که دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندی در پوسيدگي دندانهای کودکان نقش دارد
آيا ميدانستي که پروانه ها، چشم هاي مرکب دارند که تعداد آنها گاهي به هجده هزار مي رسد
آيا ميدانستي که بی رحم ترین حشره دنیــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود
آيا ميدانستي که ما حتي در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشيد مي باشيم ، بين هفتاد تا هشتاد درصد از اين نور ميتواند به راحتي از ابرها ردّ شوند
آيا ميدانستي که يک نوع پشه وجود دارد که در ثاتيه هزار بار بال ميزند
آيا ميدانستي که نمک از پنج هزار سال پيش در سفره ما انسانها بوده است
آيا ميدانستي که خطر بيماري قلبي و سرطان ريه در افراد غير سيگاري كه در خانه در معرض دود سيگار اطرافيانشان هستند، بيست و پنج درصد بيشتراز ديگران است
آيا ميدانستي که ستارگان ابي داغتر از خورشيد و قرمز ها سردتر از آن هستند
آيا ميدانستي که استرس تا 5 برابر سيستم ايميني بدن را پايين ميآورد
آيا میدانستيی که پيشانی انسان مرکز دمای انسان است يعنی اگر شما دمای پيشانيتان را تغيير دهيد دمای بدنتان هم به همان انداره تغيير ميکند اين يکی از دلايلی است که وقتی ما می خواهيم ببينيم که آيا تب داريم يا نه دستمان را روی آن ميگذاريم
آيا ميدانستي که اگر روند شيوع سرطان درهمين حد بماند حدود سي و پنج درصد احتمال دارد كه شمادر طول زندگي تان به يكي از انواع سرطان مبتلا شويد
آیا میدانستی اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر ميشود
آيا ميدانستي که قويترين نيروهاي دنيا بترتيب عبارتند از : نيروي هسته اي ، الكترو مغناطيس و نيروي جاذبه

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدی ‌نژاد
با سلام
حضور شما در پلی ‌تکنيک روزی خاطره‌ انگيز برای جامعه پلی ‌تکنيک بود، روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد.
جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيخته‌ اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتنهای مردمی که گناهی جز نا آگاهی ندارند، شيرينتر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليتهای خود، دقيقتر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.
١ – لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند؛ خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلی‌ تکنيک پرسشگر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود پنج ميليون رأی (آرای سوم تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد).
بايد درک می‌ کرديد که آمدن به پلی ‌تکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد می ‌فهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمی‌ توانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد.
اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمی‌ کردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق می ‌توانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.
٢ – ترکيب سخنرانان به گونه‌ ای بود که همگی يا موافق دولت و سياستهای آن بودند يا از تشکلها و کانونهای فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند.
نمايندگان کانونها که می‌ بايست از مشکلات کانونها می‌ گفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نماينده ‌ای از تشکلهای مخالف سياستهای دولت نهم وجود نداشت چراکه اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياستهايش به حساب می‌ آمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است.
حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلی ‌تکنيک باشد از شما شنيده نشد و جوابها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده می ‌خورد.
٣ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه می‌ روند و باز می‌گويند آزادی نيست و خفقان است."
جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است.
اگر فکر کرده‌ ايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد.
از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيس‌ جمهور، تعطيلی تشکلهای منتقد، تعليقها، توبيخها، نزديک به بيست مورد حکم اوليه تعليق، سه حکم تعليق تائيد شده، سه دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبت ‌نام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از پنجاه فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد، مصداق خفقان است.
فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيفهای نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانه‌ ها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد.
البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.
٤ - "شنيدم که عده‌ ای از دانشجويان می ‌گويند، عده‌ای از دانشجويان سه ستاره شده‌ اند، آنها با اين ستاره‌ها ستوان يک شده ‌اند".
جناب رئيس ‌جمهور نمی‌خواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد؛ می‌ دانيم درجه‌ ها را حفظيد، ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمی ‌کنيم، اين درجه‌ ها را به نوچه‌ های شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستاره‌ های شما نداريم، بدهيد به آنها که برای ستوانی سر و دست می‌ شکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شده‌ اند، از شخصی در جايگاه رئيس‌جمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغه ‌های دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.
٥ - جناب آقای احمدی‌ نژاد، معترضان در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلی‌تکنيکيها پر شده بود، اقليت نبودند.
اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد.
جناب دکتر، دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی اند که برای مجلس گرمی ساعت شش صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقاتها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند.
اگر تهمت زده‌ ايد که به خدا واگذارتان می ‌کنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتکهايی که زديد کم بود، مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبه‌ دارش را می‌ آوريم!
٦ – گفته ‌ايد اساتيد هيچگاه بازنشسته نمی‌ شوند؛ فقط يک خفاش حرفه‌ ای می‌تواند در روز روشن خورشيد را انکار کند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب می ‌کنيد؟ برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمی‌ کنيد، دانشجويان ديده ‌اند! چگونه شعور دانشجو را آن‌ قدر پايين تصور کرده‌ ايد؟ کاش شهامت تأييد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمی ‌آورديد.
٧ – دانشجو با توجه به مؤلفه ‌های ذاتی اش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمی‌ شود تمام آرمانهای او را زير پا له کنيد.
نمی ‌شود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند.
نمی‌ شود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آينده‌ اش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند.
جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بودند که با وجود اينها از هر دشمنی بی ‌نيازيد.
وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب می‌ کنند، شوراهايش را محدود می‌ کنند، نشرياتش را توقيف می‌ کنند، دانشجو نمی‌ تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد.
دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخيها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند.
البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه می‌ کنيد نبايد جز اين انتظار داشت.
با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شده‌ اند تا با شما صحبت کنند و شوی تبليغاتی و سياسی برای شما بازی کنند تا نقصان برنامه دوشنبه که تبليغی برای انتخابات ٢٤ آذر بود، جبران گرد اما بدانيد صدای برآمده از پلی ‌تکنيک صدای دانشگاهها و صدای واقعی ملت ايران بود، صدای فرد نبود که با تهديد و تطميع آن را از بين ببريد.
دانشجويان مستقل از حاکميت اين دعوت را نمی پذيرند و اگر حرفی داريد و اگر می ‌خواهيد حرفی بشنويد دوباره به پلی ‌تکنيک بياييد، البته اين بار به دعوت دانشجويان پلی ‌تکنيک بياييد و مهمان دانشجويان پلی ‌تکنيک باشيد نه اينکه مهمان ناخوانده مديريت انتصابی و تشکلهايی شويد که مجموع طرفداران آنها پنج درصد دانشجويان پلی ‌تکنيک را شامل نمی‌ شود.
اين بار به جای اينکه در جمع امام صادقيها و امام حسينيها صحبت کنيد در جمع پلی‌ تکنيکيها به بيان سخن بپردازيد و آيا بدون سوت و کف آنها که مدعی‌ اند بيست ميليون نفرند می ‌توانيد دانشجو را به بازی بگيريد؟
با تشکر
دانشجويان واقعی پلی ‌تکنيک
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 7:1 قبل از ظهر  توسط دوست  |